زندگی نامه

 

    علی ملکشاهی؛ یک کرمانشاهی، یک مرد اصیل، یک کرد، یک دانش ور، و یک ایرانی هوشمند است که پا به پای همه نگرانی ها، فقر ها، کمبود ها و دغدغه های کرمانشاهیان، در یک محله فقیر که پس از سالیان متمادی هم چنان چهره در فقر دارد، در قدیمی ترین محله، یعنی ((چنانی))، در درازترین شب سال، شب یلدای 1349 و در دی ماه سرد وطاقت فرسای زمستان دیده به جهان گشوده است. خانواده اش همانند هر کرمانشاهی اصیل، سنتی، مردم دار، پایبند اصول فتوت، دیانت و مردانگی، حق جو و دادگر است که هیچ گاه مرام و اصالت خود را به دست فراموشی نسپرده است. کودکی علی در کوچه های خاکی چنانی و در کنار هم سن و سالان خون گرم خودش سپری شد. دبستان عباس کامکار، اولین محیط پرورش او پس از خانواده در محله چنانی بود که با آن خو گرفت و چند سال بعد، خاطرات کودکی را به همه سختی هایش پشت سر گذاشت و و پا به دوران نوجوانی و حضور در مدرسه راهنمایی بابک(شهید صیفوری چابک) گذاشت و با دقت و کنجکاوی به ادامه دانش اندوزی پرداخت.او دوران دبیرستان را هم در دبییرستان توکل مومنی به سر آورد،(اما دروس کلاسیک روح جستجوگر و تشنه او را نه اقناع می کرد و نه سیراب، به همین خاطر همان گونه که اکثر همکلاسی ها، هم محله ای ها و آموزگاران او این مساله را تائید می کردند، به مطالعات غیر درسی علاقه بسیار نشان می داد و از همان دوران خودش را برای حضور در محیط دانشگاه آماده می کرد. سال 1370 برای جوانی که با ذهنی فعال همواره به دنبال تازه های دانش می رفت، سال خوشایندی بود، چراکه او در این سال موفق شد در رشته کارشناسی اقتصاد بازرگانی  دانشگاه آزاد اسلامی واحد اراک پذیرفته شود. چهار سال تحصیل گذشت، اما مشقات فراوان باعث نشد تا ذره ای به تلاش زاید الوصف او برای فراگیری ناشناخته ها و بدست آوردن شناخت از پدیده های جدید، خلل وارد شود. این جوان کرمانشاهی در سال 1375 در رشته کارشناسی ارشد اقتصاد دانشگاه آزاد اسلامی واحد اراک پذیرفته شد و در سال 1377 موفق به اخذ مدرک فوق لیسانس در این رشته شد. تز کارشناسی ارشد او با عنوان : - (( نقش صنایع زیر بنایی در توسعه ملی و منطقه ای – بررسی عملکرد صادراتی سیمان غرب(کرمانشاه)  )) بود که با استاد دکتر محمد خوش چهره به پایان رساند. علی ملکشاهی؛ خدمت سربازی خودش را در وزارت دفاع وپشتیبانی نیروهای مسلح و در سازمان اتکاء کرمانشاه گذراند.